وبلاگ اتاقک زیر شیروانی من

 درباره وبلاگ:

تازگی: تکرار تلخ کهنه ها
عشق: تنها مانده بین دشنه ها
دل: مثال جام خالی از شراب
چشم: حیران مانده در آب و سراب
گل: سر آغاز خط پژمردگی
شوق: جای خالی افسردگی
زندگی: ویرانه ای از ساختن
بر صلیب روز و شب جان باختن
کاش میشد عاشقی از سر گرفت
راه سوی مقصدی دیگرل گرفت
در نگاه خسته، شب را دار زد
با زبان مردمکها جار زد

برای ورود به این وبلاگ بر روی لینگ زیر کلیک کنید

http://sarzaminedousti.blogfa.com


برخی مطالب یافته شده از وبلاگ http://sarzaminedousti.blogfa.com

در یك روز بزرگ مرد بزرگ روی پل بزرگی ایستاده بود و سینه به دیوار بزرگ پل بزرگ داده بود . نگران ، نگران از تنهایی بزرگ ؛ صدایی كوچك ، سكوت بزرگ او را در هم شكست ؛ پسر كوچكی قناری كوچكی به او داد و پسر كوچك رفت و تنها گفت : آب و غذای قناری كوچك فراموش نشود ، فصل آواز بزرگ قناری نزدیك است . مرد بزرگ چمدان بزرگش و قفس كوچك قناری را بر داشت و دریك خیابان بزرك قدم گذاشت . در كوچك خانۀ بزرگ خویش را باز كرد ؛ قفس كوچك را روی میز بزرگی گذاشت ؛ مرد بزرگ رو به روی قناری كوچك نشست و از قناری كوچك قطعه ای كوچك خواست ؛ آخر زندگی مرد بزرگ ناگهان كوچك شده بود ، رو به خاموشی بزرگی بود . قناری كوچك همچنان در سكوتی بزرگ و مرد در زمانی كوچك . مرد بزرگ به قناری كوچك گفت: از من گریستن بر نمی آید اما التماس كردن می دانم مرد بزرگ كوچك شد و التماس كرد ؛ التماسی بزرگ برای قطعه ای كوچك . قناری كوچك مثل عكس یك قناری مرده در قاب كوچك قفس بود ، با غمی بزرگ ... مرد بزرگ نعرۀ بزرگی كشید ( بخوان ، بخوان ! ای پرندۀ بی ترحم وگر نه تكه تكه ات می كنم ) و مرد بزرگ دست بزرگش را روی قلب كوچكش گذاشت . قلب كوچك مرد بزرگ در  زیر سكوت بزرگ قناری كوچك پیر شد . قلب كوچك مرد بزرگ در آستانۀ ایستادن بود قفس خالی ، قناری مرده و یك سرزمین پر از قناریهای كوچك با دردهای بزرگ و مردان بزرگ با قلبهای كوچك . فصل خواندن قناریهاست  .... قناریهای كوچك آنچنان بزرگ می خوانند كه هیچ بوی تند عطری آنطور در یك فضای كوچك نمی پیچد .............
 
برخی مطالب یافته شده از این وبلاگ ترجمه شده به زبان انگلیسی
 
Some subjects found this blog translated in English
 
 
Small story big heart
A great day big man stood on the bridge and a large chest wall was the great great bridge. Worry, worry about loneliness, great sound, small, great silence, he broke in; Canary small little boy gave him a small boy and he only said: food and water do not forget the small Canary, Canary great singing season is near. Big man small suitcase eldest and Canary cage on Drake Street, and said step of flax.