عشق=خامنه ای
عشق=خامنه ای
درباره وبلاگ:
بسم رب الزهرا (س) من عَشَق فَعَفَّ ثمّ ماتَ ماتَ شهيداً کسی که عاشق شود و عفت و پاکدامنی پیشه کند سپس بمیرد همانند شهید از دنیا رفته است. *تبریزاویاخ دی* *انقلابادایاخ دی* ##بسیجیم نه آدیم وار نه سانیم## ##حسین آدی گلنده گینر گانیم## #یوسف زهرا هارداسان# #وارث طاها هارداسان# #ناجی دونیا هارداسان# #یاصاحب الزمان# ودرادامه::::: ****خامنه اي گر نبود ميكشت ما را دلتنگي غروب آدينه...**** بسم رب الشهداءوالصدیقین دیشب این طبع، بیقرار شما خواست عرض ارادتی بکند دست کم از دل شکستهتان واژههایم عیادتی بکند چشم بد دور، عمرتان بسیار کس نبیند ملالتان آقا! ما نمردیم خون دل بخوری تخت باشد خیالتان آقا! چیست روباه در مصاف شیر؟! چه نیازی به امر یا گفته؟! تو فقط ابرویی به هم آور میشود خواب دشمن آشفته هست خاموشیات پر از فریاد در تو آرامشی است طوفانی « الذی انزل السکینه» تو را کرده سرشار از فراوانی واژهها از لبت تراویدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور آفریدند در دل مردم عزت، آمادگی، حماسه، حضور این حماسه همه ز یمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندی رهبرا! تا ابد ولی محبوب در دل عاشقان خود ماندی سهم دلدادگان تو سلوی قسمتِ دشمنان تو سجیل رهبری نیست در جهان جز تو که ز امت چنین کند تجلیل نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور جاری است انقلاب چون کوثر هان! «فصل لربک وانحر» گرچه در باغ سینهات داری لطفها، مهرها، محبتها گفتی اما نمیروی چو حسین تا ابد زیر بار بدعتها! ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمکران گل کرد بغض تو تا شکست بر لبها ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد جان ایران! چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟! آبروی همه مسلمانان اشک ما را چرا درآوردی؟! جسم تو کامل است، ناقص نیست میدهد عطر یک بغل گل یاس دستت اما حکایتی دارد... رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس! ******************** ما از بسیاری جهات ، ملتی بی بدیل هستیم . ملتی زنده و پویا، تمدن ساز، فرهنگ دوست ، شجاع و نترس ، دوستدار وطن و هوشمند و زیرک که در اوج تشتت ظاهری ، آرایش وحدت آمیز را به سرعت شکل می دهیم و اگر پرت هایی هم در مسیر داریم ، چندان قابل اعتنا نیست . ما پهلوان میدان های سخت و دشواریم . قرن هاست که در محبت مولای متقیان غواصی می کنیم و بوسه بر ذوالفقاراو زده ایم و در اطاعت از او شتاب می ورزیم . در بازخوانی شادی های او شاد و در غم غربت و مظلومیت او خونباریم و به یقین رمز جاودانگی ما هم در همین محبت گداخته ای است که به او داریم . تاریخ بستر تکرار حادثه هاست . ما از ورق هایی که بر تاریخ این مرزوبوم رقم خورده است ، به نیکی دریافته ایم که هرگز نباید از برابر عربده فتنه ها عقب نشست ؛ چرا که ملتی که عاشورا دارد همیشه پیروز است . و اینک ما آمده ایم تا پا جای پای بهار بگذاریم . امروز روز نیم خیز شدن یک ملت است ، هیچ کس آرام و قرار ندارد، صدای تپش قلب ها را می توان شنید و نبض ها تندتر از همیشه می زنند. همه می خواهند طلایه دار کاروان باشند و همه در انتظار بانگ رحیل به شمارش لحظه ها افتاده اند. انگار بازوان آرش دیگر تاب و توان تحول ندارد، او کمان را رها خواهد کرد تا مرزهای شرف و اقتدار یک ملت را در ماورای افق های دور ترسیم نماید. تیر آرش هر جا که فرود آید همانجا مرز نور و ظلمت و پاکی و پلشتی خواهد بود. ما در انتظار رجعت سرخ ستاره ایم و تا طلوع فجر از دل ظلمت شب ، به اندازه پریدن یک شاپرک از روی غنچه نسترن تا برگ گل شقایق زمان باقی است . کافی است لحظه ها را شمارش کنید... عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود/ عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود شرط می بندم که فردایی نه خیلی دیر و دور/ مهربانی ، حاکم کل مناطق می شود / می رسد روزی که شرط عاشقی دلدادگی است/ آن زمان هر دل فقط یک بار عاشق می شود / من گمان دارم زمانی که نه زود است و نه دیر / روح باران حاکم کل مناطق می شود... ×××××××××××××××××× ما از دو کوهه آمدیم ، اینجا غریبیم حتی ز بوی فاطمه(س) هم بی نصیبیم ما سینه زنان اهالی الستیم ما داغ دار روی سیلی خورده هستیم ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم برگرد! تا سربند یا زهرا(س) نبستیم ××××××××××××××××××
براي ورود به اين وبلاگ بر روي لينگ زير کليک کنيد
براي تماس با مديريت اين وبلاگ با ايميل زير تماس حاصل کنيد
ms_pasdar69@yahoo.com وضعيت در ياهو:
جستجو در اين وبلاگ l
امتياز l
شروع فعاليت:-
